سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

215

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

سمّ مسموم و شهيد خواهم شد و تو با شمشير كشته خواهى شد و ريشت از خون سرت رنگين خواهد شد ، فرزندم حسن به سمّ شهيد خواهد شد ، فرزندم حسين به شمشير شهيد خواهد شد ، او را بيدادگرى فرزند بيدادگرى ، حرامزاده‌اى فرزند حرامزاده‌اى ، منافقى فرزند منافقى خواهد كشت » . معاويه گفت : اى پسر جعفر ! سخنان شگفت و مهمى گفتى ! اگر آنچه را گفتى راست باشد حقّا كه من هلاك شده‌ام و آن سه تاى پيش از من نيز هلاك شده‌اند و همهء كسانى از اين امّت كه دوست‌شان داشتند هلاك شده‌اند ، حقّا كه امّت محمّد و اصحاب محمّد از مهاجر و انصار به جز شما اهل بيت و دوستان و ياران شما ، هلاك شده‌اند . گفتم : به خدا سوگند ! آنچه را گفتم راست است و از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم شنيده‌ام . معاويه گفت : اى حسن و اى حسين و تو اى ابن عباس ! پسر جعفر چه مىگويد ؟ ! ابن عباس گفت : اگر آنچه را گفت باور ندارى ، بفرست دنبال كسانى كه نام‌شان را برد ، و از آنان بپرس . معاويه دنبال عمر بن ابى سلمه و اسامه بن زيد فرستاد و از آن دو پرسيد ، آن دو گواهى دادند كه : « آنچه را عبد اللَّه بن جعفر گفته همان گونه كه او از رسول خدا شنيده ، ما نيز آنها را شنيده‌ايم » . اين جريان در مدينه و در سال اوّلى بود كه امّت بر معاويه گرد آمده بودند . سليم گفت : شنيدم كه عبد اللَّه بن جعفر در دوران خلافت عمر بن خطاب هم اين سخنان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم را نقل مىكرد . معاويه با حالت تمسخر و انكار گفت : اى پسر جعفر ! در بارهء حسن و حسين و پدرشان چيزهايى شنيده‌ايم ولى در مورد مادرشان چيزى نشنيده‌ايم ! گفتم : آرى ! از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم شنيدم كه مىفرمود : « در بهشت منزلى بالاتر و برتر و نزديك‌تر به عرش پروردگارم از منزل من كه ما چهارده نفر انسان در آن